
مديريت ارتباطات در عرصه بين الملل و بهرهگيري هدفمند از امكان رسانه براي انتقال پيام يعني
قهرماني عراق در جام ملتهاي آسيا.
پس از جريانات اخير كشور همسايه، نام عراق براي هر رويدادي ارزش خبري محسوب ميشود؛
فرقي نميكند سياسي باشد يا ورزشي، مهم نام عراق است.
پيروزي تيم ملي فوتبال عراق برابر تيم عربستان يكي از دو قدرت اول منطقه و
كشوري كه تعاملاتاش با آمريكا در چند سال اخير مورد بحث بوده،
برد اين بازي رسانهاي را دو جانبه و تثبيت ميكند.
البته به اين معنا نيست كه كاخ سفيد همه كارهايش را تعطيل كرده و
بسيج شده تا تيم عراق قهرمان آسيا شود.
از زد و بند و تكليف كردن براي AFC هم من چيزي نشنيدهام اما اگر باشد چيز تازهاي نيست.

نكته مهم، نتايج و اثرات رواني اين رويداد در افكار عمومي و
بهرهبرداري سياسي غير مستقيم طراحان جنگ عراق براي قانع كردن مخالفان مردمي اين جنگ در دنيا است.
اينكه عامل برد عراق، سالها تحقير يك ملت بوده يا رگبار گلوله و بدبختي
يا انگيزه بالاي بازيكنان رنجكشيده و داغديده يا ضعف تيم حريف يا دفاع مستحكم تيم برنده
و يا حمايت و سرمايهگذاري مهمانان سه – چهار سالهي اين كشور؟ ؛
مهم است اما مهمتر معنايي است كه به جهان منتقل ميشود و
پيامي كه از اين معني مصادره به مطلوب و به افكار عمومي مخابره خواهد شد.

عراق تمام اين سالها حتي يكبار هم به فينال مهمترين مسابقات آسيايي نرسيده بود و
حالا ملت عراق پس از نجات از دست ديكتاتوري صدام،
استعدادهاي سركوب شده خود را به رخ ميكشد؛
در دورهاي كه عربستان با قدرت ظاهر شده بود؛ ژاپن منظم بود؛
ايران پر مهره بود؛ اندونزي خوب ظاهر شده بود و با انگيزه؛
استرالياي تازه وارد، مدعي قهرماني در قاره جديد؛
و همه اين تيمها - غير از اندونزي- برخوردار از تجربه حضور در جام جهاني،
عراقي كه اين روزها به قول مخالفان مورد حمله آمريكا قرار گرفته و بايد نجات يابد و
طبق نظر موافقان نجات يافته و افق روشني دارد قهرمان آسيا ميشود.
تنها گره خوردن اين خبر با سابقه اخبار منتشر شده از عراق است كه به قول پژمان راهبر :
«...قهرماني هيچ تيم ديگري، شبكههاي مهم خبري دنيا را وادار نميكرد تا
برنامههاي عادي خود را قطع كرده و صحنههاي دور افتخار بازيكنان عراق به دور ورزشگاه را پخش كند...»
تصاوير شادي تيم عراق چند درصد از سياهيهاي جنگ و انفجار را در ذهن مخاطب خنثي كرد؟

ژوروان ويرا، مربي برزيلي عراق خوب عمل كرد.
تيم عراق خودش را باور كرده بود و قهرماني را حق طبيعي و دستيافتني خود ميدانست.
اما اين روحيه و اين انگيزه تنها ناشي از برنامهها و شگردهاي مربي نبود.
اين مسابقات براي تيمهاي رقيب صرفا يك صحنه رقابت ورزشي محسوب ميشد
حال آنكه براي بازيكنان تيم عراق يك صحنه بينالمللي بود براي جور ديگر ديده شدن.
نقطه عطفي براي تغيير مسير.
و برای عراقی ديگر. 
حال و هواي تيم عراق براي قهرماني با كمي تفاوت، حال و هواي تيم ملي ايران بود در مقدماتي 98 .
زماني كه كشور ايران شرايط جديدي را تجربه ميكرد و
ملت ايران تصور و توقع جديدي از كشورش در عرصههاي بينالمللي ترسيم كرده بود.
اين انگيزهاي متفاوت از قهرماني در يك تورنمنت ورزشي است.
تيم عراق اعتماد به نفس لازم براي قهرماني را پيدا كرده بود. برنده هم شد.

و حداقل برای حفظ منافع ملی:
(شايد چه خوب شد كه مربي تيم ملي ايران امير قلعه نوعي بود)!!
ديشب يه نم بارون زد و هوا دو نفره شد؛؛
اين نم بارون منو با يه اتفاق خوب و به ياد موندني همراهي ميكرد؛
طعم a time for us فيلم رومئو ژوليت رو چاشنياش كرديم و
عين تو فيلما از رقص نور مبهم چراغاي تو خيابون فيلم گرفتيم.
(شما رو هم دعوت ميكنم كه بچشيد و در شادي ما شريك بشيد)
اما امروز صبح كه سايت بالاترين رو چك ميكردم يكي يه عكس از
غسالخونه گذاشته بود.
من قبلا اونجا رفتم و از نزديك اون موقعيت رو تجربه كردم؛
ولي ديدن اين عكس، درست وقتي كه
چند ساعت از يه اتفاق جديد تو زندگيت ميگذره و
هنوز هوا دو نفرهس،
حكم كشيدن ترمز دستي يا
به اصطلاح دستي كشيدن تو سرعت بالا رو داره.
يه دفعه نگهات ميداره كه :
فاصله بين اين نم بارون تا
اون شبنمايي كه بعد از شستن و غسل دادن روي صورت آدم ميزنه
چقدره؟
هان؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ تو ميدوني؟
120 سال؟