تبليغاتX
ترنج

سن‌مان که قد نمی‌دهد ولی شنیده‌ایم که تهراني‌ها آن‌زمان كه مهاجرت به پايتخت به اندازه امروز نبود، شهرستانی‌های تازه‌وارد را دست می‌انداختند و تا مدت‌ها هم به اين هنرشان مي‌باليدند و مي‌خنديدند.

 

اكنون كه همان مهاجران شهرستاني، پايتخت‌نشين شده‌اند و تهراني به حساب مي‌آيند: «صبح ديروز كه از منزل خارج شدم راننده RD ،زن و شوهر جواني را كه براي درمان ناباروري از شهرستان به پژوهشكده رويان مراجعه كرده بودند سوار كرد. مسير من رو هم پرسيد و من هم سوار شدم.

كمي‌ جلوتر در ميدان توقف كرد و براي خالي نماندن يكي از صندلي‌هاي ماشين‌اش مدت زيادي فرياد كشيد‌ با اين حال موفق نشد با خیال راحت تا مقصد براند.

 

در راه زن‌وشوهر شهرستاني ديگري منتظر ماشين بودند كه البته سن‌شان كمي بيشتر از آن زوج قبلي بود و چون يك صندلي بيشتر خالي نمانده نبود من عقب نشستم و آن دو نفر جلو.

ميانه راه زوج اول پياده شدند و از آنجا كه با موبايل صحبت مي‌كردم  متوجه نشدم چقدر كرايه دادند. همان‌جا دو مسافر ديگر سوار شدند. يكي پسر جواني بود و ديگري خانمی ميان‌سال.

 

نزديك مقصد راننده به پسر جوان که 100 تومان كرايه داد گفت 200 تومان ميشه. جوان هم با اعتراض و کلی توضیح 50تومان ديگر داد؛ 100 تومان كافي نبود ولي 150 درست بود.

به مقصد كه رسيديم دو نفر جلو كرايه‌شان را دادند و من از صحبت‌شان با راننده متوجه شدم كه از آن‌ها800 تومان گرفت در حالي‌كه 400 تومان بيشتر نمي‌شد. اما چون مطمئن نبودم چيزي نگفتم و آن‌ها هم رفتند.( بماند كه در طول مسير برنامه‌ريزي مي‌كرد كه اون دو نفر رو دربست تا آزادي ببرد و ما راهنمايي‌شان كرديم و نشاني ايستگاه خطي‌هاي آزادي را داديم)

خانمي كه ميان راه سوار شده بود هم موقع پرداخت كرايه با راننده جروبحث مي‌كرد.

 

آخرين نفر من بودم که 400 تومان دادم؛ نرخ مسيري كه سوار شدم بعد از افزايش نرخ‌ها 250 تومان شده است. راننده 100 تومان بيشتر بقيه پولم را نداد. به او گفتم 50 تومان ديگر بايد بدهد. خيلي حق‌به‌جانب مي‌گفت كرايه‌اش 300 تومان است.

من كه ديدم ظاهرا از همه بيشتر از حد معمول پول گرفته است اعتراض كردم و 800 تومان را هم به روي‌اش آوردم اما انگار نه انگار؛ نه خجالت كشيد و نه ناراحت شد. فقط جواب مي‌داد چرا اعتراض نمي‌كنيد كه برنج شده 6000 تومان. گفتم نرخ اين خط 250 تومان است براي چي بيشتر مي‌گيري؛ جوابش جالب بود مي‌گفت چون خطي‌ها سهميه بنزين دارن و من ندارم!

 

قصدم از روايت این ماجرای نسبتا طولانی،اشاره به برنامه‌ريزي ما آدم‌هاست براي سوءاستفاده از فرصت‌هاي جديد و كلاه ديگران رو برداشتن. ساختمان جديد پژوهشكده رويان كه چند ماه قبل نزديك منزل ما افتتاح شد، با اينكه در يكي از كوچه‌هاي فرعي است و اون منطقه با مشكل كمبود تاكسي مواجه است، به سرعت از سوي مسافركش‌ها شناسايي شد تا مراجعه‌كنندگان را از نوع «دربستي» جابجا کنند.

مشاهده دعواهاي صنفي بر سر سوار كردن يك مسافر و توقف مقابل پاركينگ منازل ساكنان كوچه و مزاحمت‌هايي از اين دست هم كه پيامد همين ماجرا است.

 

اما همه‌ اين‌ها به كنار، از همه تاسف‌آورتر تمايل بيش از حد بعضي از اين رانندگان محترم –از جمله راننده مذكور- به مراجعه‌كنندگان پژوهشكده است؛ بعضي از اين افراد چون شهرستاني هستند و در حال و هواي مناسبي هم به‌سر نمي‌برند - به خاطر مداوا مراجعه كرده‌اند_ سوژه‌هاي خوبي براي رانندگان شياد بوده و به راحتي مثلا 400 تومان را 800  تومان تقديم آقاي مسافركش مي‌كنند.

 

يك ضرب‌المثل تو تاكسي‌اي هست كه مي‌گه هر چي سرمون بياد حق‌مونه!

نوشته شده توسط در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387 |

حضرت آقا

 

بنده از طرف همه هموطنان و به خصوص همه دانشگاهیان حاضر در جلسه دیدار حضرتعالی با دانشجویان شیرازی، به خاطر سخنان بیجا و نامربوط وزیر علوم از حضور مبارکتان عذرخواهی می کنم و مراتب شرمندگی خود را ابراز می دارم.

 

باعث سرافکندگی است که ایشان نه تنها حرمت حضور شما را رعایت نکردند که با بی منطق فرض کردن همه دوستداران دانشگاهی شما که در آن گردهمایی عظیم جمع شده بودند، آمار و ارقامی دم دستی و بی ربط به جلسه و حضار ارائه کردند.( و البته بدون تسلط لازم و همراه با تپق های مکرر و جملات اشتباه و ناقص)

 

از جانب رئیس دولت ایران هم برای انتصاب آقای زاهدی به عنوان وزیر علوم، تحقیقات و فناوری کشورمان که  با ابتدایی ترین روش های استدلال و استنتاج، ارائه گزارش کار و توصیف وضع موجود آموزش عالی یک کشور آن هم در جمع جماعت فرهیخته و با حضور عالی ترین  مقام رسمی و معنوی آن کشور آشنا نیست و شان یک مجلس صمیمی را با خودشیرینی کردن های نخ نما شده رعایت نمی کند پوزش می طلبم.

 

و با کسب اجازه از محضر حضرتعالی از این فرصت استفاده کرده و به ایشان یادآور می شوم مقایسه های یک وجهی و یکسویه شاید روح کوچک ایشان را راضی کند و ناتوانی های اجرایی شان را در سایه خود بگیرد، اما زمان ارائه اینگونه آمار و ارقام « از سال ۵۷ تا الان» بدون لحاظ نمودن معیارها و عوامل دخیل دیگر که نسبت ها را دقیق تر و شفاف تر روشن کند (مانند تغییر شیب رشد آموزش به نسبت تغییرات محیطی و بین المللی و به نسبت منابع در اختیار) گذشته است به خصوص که شنوندگان خود اهل فن باشند و با چند و چون کار آشنا.

 

آقای زاهدی شایسته است در مقام وزارت بتوانید تشخیص دهید برای سخنرانی در مراسمی مانند دیدار رهبری با دانشجویان استان فارس از چه موضوعاتی سخن برانید و با چه لحنی و چگونه؟

 

حضرت آقا در خاتمه نیز وظیفه می دانم از جانب رسانه ملی به خاطر بی سلیقگی در پخش صحبت های سطحی و خجالت آور ایشان و عدم حذف آن از فیلم مراسم مجددا شرمساری خود را اعلام نمایم.                                                                                            

 

نوشته شده توسط در دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387 |