تبليغاتX
ترنج - اعتراف در سه نسخه

این علی مصلح یه دفعه ما رو به یه شام یا ناهار دعوت نکرده- حتی چند تا ناهار هم بدهکاره-

حالا به اعتراف که رسیده هِی تعارف می زنه.

برای همین ضمن تشکر فراوان از لطفی که به من داره کمی با تاخیر دعوتش رو پاسخ دادم.

 

اما بعد.به نظرم بهتره من اعتراف کنم چند تا کتاب خوندم تا اونایی رو که نخوندم بگم!

 

۱- کتاب همسایه های احمد محمود رو تو قفسه اتاق حسین شیخ دیدم و شروع کردم به خوندن

که با اعتراض شدید حسین برای هم صحبتی مواجه شدم و پس از کلی مقاومت

به علت جذابیت زیاد کتاب، به ناچار از ادامه خواندن باز ماندم.

۲- کلیدر رو هم قبلا برای عمه کسی از کتابخانه به امانت گرفته بودم و

قبل از اینکه به دستش برسونم افتتاحیه اش رو که نیم صفحه ای از توصیف یک زن تازه وارده، خوندم. معتقدم بسیار استادانه و هنرمندانه از پس این کار بر اومده دولت آبادی؛

شاید از نقاشی اون صحنه هم تاثیرگذارتره.

از کتاب خوشم اومد ولی هم فرصت خوندنش رو نداشتم هم همتش رو طبق معمول.

۳- جنایت و مکافات رو دست پسرعمه ام دیدم. ورق زدم ولی جذبم نکرد.

 

 

زیاده، حوصله تون سر می ره اگه بخوام کامل اعتراف کنم.

این رو هم اعتراف کنم که گاوخونی مدرس صادقی رو که باز کردم ببینم چه جور متنی داره

- قبل از ساخت فیلمش البته- وقتی کتاب رو بستم که تموم شده بود. تجربه جالبی بود.

 

مهدی خداجویان و فاطمه عباسی و مریم مهتدی رو به این بازی دعوت می کنم.

 

پانویس:

خدارو شکر مجلس هم مثل دولت و البته مثل شهرداری و کلا مثل همه مملکت نظامی شد.

 

نوشته شده توسط در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386 |